أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
246
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
متوفى شد در سال هفتصد و سى و سوم از هجرت رحمت الله عليه . شيخ ظهير الدين برادر شيخ حاج ركن الدين « 135 » عالمى باورع و صاحبجاه و بلندمرتبه بود كه سجاده از بهر او مىانداختند در هر محفلى و وعظ ميفرمود در بقعه پدر خود و مواظبت در عبادت مىنمود و تعظيم امر خداى و شفقت بر خلق خداى داشت و او را روايات بسيار هست و در زمان سلطان محمد « 136 » كه حاكم بود دست رد بر خوارج نهاد و خواست كه ايشان را منزجر سازد و سنت پيغمبر و ال و اصحاب درآورد پس به حدى رسيد كه خواستند او را از شهر بيرون كنند شيخ اين حديث در جواب حاكم بنوشت : لا طاعة لمخلوق فى معصية الله « 137 » و كتابهاى بسيار در علوم و آثار تصنيف كرده است . از آن جمله در حديث كتابى تصنيف كرده و آن را فضائل الصلوات نام نهاده متوفى شد و در سال هفتصد و سىام از هجرت و او را دفن كردند
--> ( 135 ) - الشيخ ظهير الدين ابو الفضائل اسمعيل بن المظفر ( شد الازار ) . ( 136 ) - مرد سلطان اولجايتو محمد خدابنده پسر ارغونخان بن هولاكو ( 703 - 716 ) است ، و مراد از « فتنهء » او انتقال او از طريقهء حنفى بمذهب تشيع است در سنهء 709 هجرى به تفصيلى كه در كتب تواريخ مسطور است و فرمان دادن او كه در تمام ممالك ايران زمين نام خلفاء ثلاثه را از خطبه و سكه بيندازند و بر نام حضرت امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين اقتصار نمايند ، اين فرمان در تمام بلاد قلمرو اولجايتو بموقع اجرا گذارده شد جز در قزوين و شيراز و اصفهان و بغداد كه پارهء از مردم سر از اطاعت اين حكم باززدند و بعضى فتنهها و خلافها روى داد ( رجوع شود بمجمع التواريخ حافظ ابرو منقول در حواشى « ذيل جامع التواريخ » تأليف همان مؤلف ص 48 - 53 ، و سفرنامهء ابن بطوطه 1 : 128 - 129 ، و مجمل فصيح خوافى در حوادث سنهء 709 ، و تاريخ مغول تأليف آقاى عباس اقبال آشتيانى ص 313 - 318 . ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 137 ) - نظر باينكه در ترجمه اختلالى روى داده است عين عبارات شد الازار را در اين مورد مياورد . و هو اول من وضع يد الرد على جبين الروافض حين ارادوا الخروج فى فتنة السلطان محمد و قال لا طاعة لمخلوق فى معصية الله .